صفحه‌اصلي | سامانه‌پيام‌كوتاه‌ | راهنما خرید | درباره ما | تماس باما |


IRistgah.com
بارداری
IRistgah.com
کودک
IRistgah.com
سایتها
IRistgah.com
موبایل
IRistgah.com
لوازم
IRistgah.com
املاک
IRistgah.com
اتومبیل
IRistgah.com
خدمات
IRistgah.com
صنعت
IRistgah.com
آموزش
IRistgah.com
کامپیوتر
مجوزسايت

سامانه تبليغاتي آناز در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز به ثبت رسيده است .

بانک موبایل و مشاغل استان ها
بانك موبايل همراه اول کل ایران
بانك موبايل ایرانسل کل کشور
بانك موبايل رایتل کل کشور
بانك موبايل مشاغل کل کشور
بانك موبایل تلگرامی کل کشور
بانك موبايل اصفهان
بانك موبايل اردبيل
بانك موبايل البرز
بانك موبايل ايلام
بانك موبايل آذربايجان‌ش-تبريز
بانك موبايل آذربايجان‌غ-اروميه
بانك موبايل بوشهر
بانك موبايل تهران
بانك موبايل چهارمحال-شهرکرد
بانك موبايل خراسان‌ج-بيرجند
بانك موبايل خراسان‌ر-مشهد
بانك موبايل خراسان‌ش-بجنورد
بانک موبایل خوزستان-اهواز
بانک موبايل زنجان
بانک موبايل سمنان
بانک موبايل سیستان-زاهدان
بانک موبايل فارس-شیراز
بانک موبايل قزوین
بانک موبايل قم
بانک موبايل کردستان
بانک موبايل کرمان
بانک موبايل کرمانشاه
بانک موبايل کهکیلویه-یاسوج
بانک موبايل گلستان-گرگان
بانک موبايل گیلان-رشت
بانک موبايل لرستان-خرم آباد
بانک موبایل مازندران-ساری
بانک موبايل مرکزی-اراک
بانک موبايل هرمزگان-بندرعباس
بانک موبایل همدان
بانک موبایل یزد
آگهی های ویژه

 

 
پيوندها

به پرداخت
Alexa Certified Traffic Ranking for www.anaz.ir

 
تبادل لينك

تبادل لینک اتوماتیک عصرانه
ايميل بانك آناز

 

آمارسايت
تبلیغ بازديد تاريخ
۰ ۸۱۹۱ ۶/۲۹
۰ ۱۳۹۶۳ ۶/۲۸
۰ ۱۴۷۵۴ ۶/۲۷
۱ ۳۲۴۱۲۴ ۶/۲۶
۸ ۵۶۴۰۸۰ ۶/۲۵
۴ ۵۵۳۱۸۱ ۶/۲۴
۲۶ ۴۱۸۷۹۴ ۶/۲۳
 
سایتها ::داستانهای قرآنی

داستان حضرت سلیمان(علیه السلام)

stars
حضرت سلیمان(علیه السلام)
قرآن کریم خبر از بخشیدن فرزند برومندی همچون سلیمان(علیه السلام)به داوود (علیه السلام)که ادامه دهنده‌ی حکومت و رسالت او بود، می‌گوید ما سلیمان را به داوود بخشیدیم، چه بنده‌ی خوبی؟ چرا که همواره به سوی خداوند و آغوش حق باز می‌گشت . (ص/ آیه 30)
قرآن مجید بر خلاف تورات کنونی که سلیمان(علیه السلام)را یک پادشاه جبّار و بتخانه‌ساز و تسلیم هوس‌های زنان معرفی کرده سلیمان (علیه السلام)را یک پیغمبر بزرگ خدا می‌شمرد، و او را به عنوان سمبل قدرت و حکومت بی‌نظیر مطرح کرده و در لابلای بحث‌های مربوط به سلیمان درس‌های بزرگی به انسان‌ها داده که هدف اصلی از ذکر این داستان‌ها همان‌ها بوده است. خداوند مواهب عظیمی به این پیامبر بزرگ داد، مرکبی بسیار سریع و تندرو که با آن می‌توانست در مدتی کوتاه سراسر کشور پهناورش را سیر کند. مواد معدنی فراوان برای انواع صنایع، نیروی فعال کافی برای شکل دادن به این مواد معدنی. او با بهره‌گیری از این وسائل معابد بزرگی ساخت، و مردم را به عبادت ترغیب نمود، و نیز برای پذیرایی از لشکریان و کارمندان حکومت و توده‌های مستضعف مردم برنامه وسیع و گسترده‌ای تنظیم کرد که از نمونه ظروفش که در قرآن آمده است می توان بقیه را حدس زد. در برابر همه‌ی این مواهب به او دستور شکرگذاری داد، با تأکید بر این مطلب که حق شکر نعمت‌های خدا را کمتر کسی می تواند به جا آورد!
سپس روشن می‌سازد که مردی، با این قدرت و عظمت چقدر در برابر مرگ آسیب‌پذیر و ناتوان بود، که در یک لحظه به مرگ ناگهانی از دنیا رفت، آنچنانکه اجل حتی مجال نشستن و یا خوابیدن در بستر را به او نداد تا مغروران سرکش گمان نکنند اگر به جایی رسیدند و قدرتی کسب کردند در واقع توانا شده‌اند که جن و انس، شیطان و پری خدمتکار او بودند و زمین و آسمات جولانگاه او بود، و در حشمت او هر کس که شک نماید " بر عقل و فکرت او خندند مرغ و ماهی" در یک لحظه کوتاه همچون حبابی بر امواج دریا محو و نابود شد! و نیز روشن می‌سازد چگونه یک عصای ناچیز او را مدتی سرپا داشت و با ملاحظه قامت نشسته یا ایستاده او جنیان گرماگرم مشغول کار بودند؟ و نیز چگونه موریانه‌ای او را بر زمین افکند، و تمام رشته‌های کشور او را به هم ریخت، آری یک عصا نیروی فعال کشوری پهناور را به حرکت در آورده بود، و یک موریانه آن را از حرکت باز داشت!
آزمایش سخت سلیمان(علیه السلام)
قرآن در فرازی دیگر از داستان این پیامبر خدا به یکی از آزمایش‌هایی که خدا درباره‌ی او کرد اشاره می‌کند، آزمایشی که با ترک اولی همراه بود، و به دنبال آن سلیمان به درگاه خدا روی آورد و از این ترک اولی توبه کرد.(ص/ آیه 34)
قرآن می گوید: " ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم، سپس به درگاه خداوند توبه کرد، و به سوی او بازگشت."
از این کلام الهی اجمالاً استفاده می شود که موضوع آزمایش سلیمان به وسیله‌ی جسد بی‌روحی بوده است که بر تخت او در برابر چشمانشان قرار گرفت، چیزی که انتظار آن را نداشت، و امید به غیر آن بسته بود، ولی قرآن شرح بیشتری در این زمینه نداده است.
مفسران و محدثان در این زمینه اخبار و تفسیرهایی نقل کرده‌اند که از همه موجه‌تر و روشن‌تر این است که : سلیمان(علیه السلام) آرزو داشت فرزندان برومند شجاعی نصیبش شود که در اداره‌ی کشور و مخصوصاً جهاد با دشمن به او کمک کند او دارای همسران متعدد بود با خود گفت: من با آنها همبستر می‌شوم تا فرزندان متعددی نصیبم گردد، و به هدف‌های من کمک کنند، ولی چون در اینجا غفلت کرد و انشاءالله همان جمله‌ای که بیانگر اتکای انسان به خدا در همه حال است، نگفت در آن زمان هیچ فرزندی از همسرانش تولد نیافت، جز فرزندی ناقص الخلقه، همچون جسدی بی‌روح که آن را آوردند و بر کرسی او افکندند.
سلیمان سخت در فکر فرو رفت، و ناراحت شد که چرا یک لحظه از خدا غفلت کرده و بر نیروی خودش تکیه کرده است؛ توبه کرد و به در گاه خدا بازگشت.
قرآن سپس مسأله توبه سلیمان را به صورت مشروحی بازگو کرده، می فرماید: " گفت پروردگارا مرا ببخش و ملک و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد." (ص/ آیه 35)
حکومت گسترده‌ی سلیمان(علیه السلام)
خدا تقاضای سلیمان را پذیرفت و حکومتی با امتیازات ویژه و مواهبی بزرگ در اختیار او گذارد که آنها را می توان در پنج موضوع خلاصه کرد:
باد در تسخیر سلیمان(علیه السلام)
1-اولین موهبت خداوند به سلیمان تسخیر بادها به عنوان یک مرکب راهوار بود، چنانکه می فرماید: " ما باد را مسخر او ساختیم تا مطابق فرمانش به نرمی حرکت کند، و به هرجا او اراده نماید برود" (ص/ آیه 36)
مسلم است یک حکومت وسیع و گسترده باید از وسیله‌ی ارتباطی سریعی برخوردار باشد، تا رئیس حکومت بتواند در موقع لزوم به سرعت از تمام مناطق کشور سرکشی کند، و خداوند این امتیاز را به سلیمان داده بود.
جنّ در خدمت سلیمان(علیه السلام)
2- موهبت دیگر خداوند به سلیمان(علیه السلام) مسأله تسخیر موجودات سرکش و قرار دادن آن در اختیار او برای انجام کارهای مثبت بود. چنانکه قرآن می گوید" و شیاطین را مسخر او ساختیم، و هر بنا و غواصی از آنها را سر بر فرمان او نهادیم" ( ص/ 37) تا گروهی در خشکی هر بنایی می خواهد برای او بسازند، و گروهی در دریا به غواصی مشغول باشند و به این ترتیب خداوند نیروی آماده‌ای را برای کارهای مثبت در اختیار او گذاشت، و شیاطین که طبیعتشان تمرد و سرکشی است آنچنان مسخر او شدند که در مسیر سازندگی و استخراج منابع گرانبها قرار گرفتند. در موارد متعددّی قرآن مجید به این معنی اشاره کرده که شایطین مسخر سلیمان بودند، و برای او فعالیت‌های مثبتی داشتند، منتها گاهی مانند اینجا تعبیر به شاطین شده و گاهی تعبیر به جن شده است. جن موجودی است که از نظر ما پوشیده است، اما دارای عقل و شعور و قدرت می باشد همچنین مومن و کافر است، و هیچ مانعی ندارد که به فرمان خدا در اختیار پیامبری قرار گیرند و به کارهای مفیدی مشغول شوند.
درباره جن افسانه‌ها و داستان‌های خرافی بسیار ساخته‌اند، ولی اگر این خرافات را حذف کنیم اصل وجود آن و صفات ویژه‌ای که در قرآن برای جن آمده است مطلبی است که هرگز با علم و عقل مخالف نیست.
از قرآن آنجا که می گوید: و گروهی از جن پیش روی او به اذن پروردگار برایش کار می کردند و هرگاه کسی از آنها از فرمان ما سر پیچی می‌کرد او را با آتش سوزان مجازات می‌کردیم استفاده می‌شود که تسخیر این نیروی عظیم نیز به فرمان پروردگار بوده، و هرگاه از انجام وظائفشان سرباز می‌زدند مجازات می‌شدند.
در ادامه این داستان قرآن به بخشی از کارهای مهم تولیدی گروه جن که به فرمان سلیمان انجام می‌دادند، اشاره کرده، چنین می گوید: " سلیمان هرچه می خواست از معبدها، و تمثال‌ها و ظرف‌های بزرگ غذا که همچون حوض‌های بزرگ بود، و دیگ‌های بزرگ ثابت برای او تهیه می‌کردند."
که بخشی از آنها مربوط به مسائل معنوی و عبادی بود، و بخشی با نیاز‌های جسمانی انسان‌ها و جمعیت عظیم لشکریان و کارگزارانش تناسب داشت. به هرحال این کارکنان فعال و چاپک سلیمان، معابد بزرگ و با شکوهی که در خور حکومت الهی و مذهبی او بود برای او ترتیب می دادند، تا مردم بتوانند به راحتی به وظائف عبادی خود قیام کنند.
تمثال که قرآن از آن نام می برد هم به معنی نقش و عکس آمده و هم مجسمه در اینکه این مجسمه‌ها یا نقش‌ها صورت‌های چه موجوداتی بودند، و به چه منظور سلیمان دستور تهیه آنها را می‌داد تفسیرهای مختلفی شده است: ممکن است اینها جنبه‌ی تزیینی داشته، همان‌گونه که در بناهای مهم قدیم بلکه جدید ما نیز دیده می‌شود. و یا برای افزودن ابهت به تشکیلات او بوده است، چرا که نقش پاره‌ای از حیوانات چون شیر در افکار بسیاری از مردم ابهت آفرین است.
شیاطین در غل وزنجیر
3- موهبت دیگر خداوند به سلیمان مهار کردن گروهی از نیروهای مخرب بود، زیرا به هرحال در میان شیاطین افرادی بودند که به عنوان یک نیروی مفید و سازنده قابل استفاده به حساب نمی‌آمدند، و چاره‌ای جز این نبود که آنها در بند باشند تا جامعه از شر مزاحمت آنها در امان بماند، چنانکه قرآن می‌گوید: و گروه دیگری از شیاطین را در غل و زنجیر تحت سلطه‌ی او قرار دادیم.
4-چهارمین موهبت خداوند به سلیمان اختیارات فراوانی بود که دست او را در اعطا و منع باز می‌گذارد، به او گفتیم این عطا و بخشش ماست به هرکس می خواهی (و صلاح می بینی) ببخش و از هرکس می خواهی (و صلاح می دانی) امساک کن و حسابی بر تو نیست.
5- پنجمین و آخرین موهبت خداوند بر سلیمان مقامات معنوی او بود که خدا در سایه‌ی شایستگی‌هایش به او مرحمت کرده بود، چنانکه قرآن می فرماید: برای او سلیمان نزد ما مقامی بلند و سرانجامی نیکو است.
این جمله در حقیقت پاسخی است به آنها که ساحت قدس این پیامبر بزرگ را به انواع نسبت‌های ناروا و خرافی- به پیروی آنچه در تورات کنونی آمده است- آلوده ساخته‌اند، و به این ترتیب او را از همه‌ی این اتهامات مبرا می شود، و مقام او را نزد خداوند گرامی می‌دارد، حتی این تعبیر که خبر از عاقبت نیک او می دهد ممکن است اشاره به نسبت ناروائی باشد که در تورات آمده که سلیمان به خاطر ازدواج با بت‌پرستان سرانجام به آئین بت‌پرستی تمایل پیدا کرد! و حتی دست به ساختن بتخانه‌ای زد! قرآن با این تعبیر خط بطلان بر تمام این اوهام و خرافات می‌کشد.


سلیمان(علیه السلام) در وادی مورچگان
از آیات قرآن به خوبی استفاده می‌شود که داستان حکومت حضرت سلیمان جنبه‌ی عادی نداشت، بلکه توأم با خارق عادات و معجزات مختلفی بود.
در حقیقت خداوند قدرت خود را در ظاهر ساختن این حکومت عظیم و قوائی که مسخر آن بود نشان داد، و می دانیم از نظر یک فرد موحد، این امور در برابر قدرت خداوند سهل و ساده و آسان است.
قرآن می‌گوید: لشگریان سلیمان از جن و انس و پرندگان نزد او جمع شدند. جمعیت لشگریانش به قدری زیاد بود که برای نظم سپاه " دستور داده می‌شد که صفوف اول را متوقف کنند و صفوف آخر را حرکت دهند تا همه به هم برسند. " سلیمان به سوی نقطه‌ای لشکر کشی کرده بود ، اما این کدامیک از لشگرکشی‌های سلیمان است؟ به درستی معلوم نیست، بعضی از ادامه این داستان که سخن از رسیدن سلیمان به " وادی نمل" (سرزمین مورچگان) می کند چنین استفاده کرده‌اند که آن منطقه‌ای بوده است در نزدیکی طائف، و بعضی گفته‌اند منطقه‌ای بوده است در نزدیک شام.
به هرحال، سلیمان با این لشگر عظیم حرکت کرد تا به سرزمین مورچگان رسیدند.
در اینجا مورچه‌ای از مورچگان، همنوعان خود را مخاطب ساخت و گفت:"ای مورچگان داخل لانه‌های خود شوید تا سلیمان و لشگریانش شما را پایمال نکنند در حالی که نمی‌فهمند" (نمل/ آیه 18)
" سلیمان با شنیدن این سخن تبسم کرد و خندید" در اینکه چه چیز سبب خنده‌ی سلیمان شد سخنان گوناگونی گفته شده است: ظاهر این است که نفس این قضیه مطلب عجیبی بود که مورچه‌ای همنوعان خود را از لشگر عظیم سلیمان بر حذر دارد و آنها را به عدم توجه نسبت دهد این امر عجیب سبب خنده سلیمان شد، بعضی گفته‌اند این خنده شادی بود چرا که سلیمان متوجه شد حتی مورچگان به عدالت او و لشگریانش معترفند و تقوای آنها را می‌پذیرند!
و بعضی گفته‌اند شادی او از این جهت بود که خداند چنین قدرتی به او داده بود که در عین شور و هیجان عظیم لشکر از صدای مورچه‌ای نیز غافل نمی‌ماند! به هر حال در اینجا سلیمان رو به درگاه خدا کرد و چند تقاضا نمود. نخست اینکه عرضه داشت پروردگارا راه و رسم شکر نعمت‌های را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به من الهام فرما.
دیگر اینکه مرا موفق دار تا عمل صالحی بجای آورم که تو از آن خشنود می شوی و بالاخره سومین تقاضایش این بود که عرضه داشت پرودرگارا! مرا به رحمتت در زمره‌ی بندگان صالحت داخل گردان. (نمل/ آیه 19)
سلیمان(علیه السلام) از نیروی رزمی خود سان می بیند
روزی به هنگام عصر سلیمان از اسبأن تیزرو و چابک خود که برای میدان جهاد آماده کرده بود سان می‌دید، و ماموران با اسب‌های مزبور از جلو او رژه می‌رفتند، و از آنجا که یک پادشاه عادل و صاحب نفوذ باید ارتشی نیرومند داشته باشد، و یکی از مسائل مهم ارتش، مرکب‌های تند رو است، این توصیف در قرآن بعد از ذکر مقام سلیمان به عنوان یک نمونه از کار او بازگو شده است.
قرآن در این زمینه می‌گوید:" به خاطر بیاور هنگامی را که عصرگاهان اسبأن چابک و تندرو را بر او (سلیمان) عرضه داشتند." (ص/آیه 32)
سلیمان در اینجا برای اینکه تصور نشود که علاقه او به این اسب‌های پر قدرت جنبه دنیا‌پرستی دارد،" گفت: من این اسبأن را به خاطر یاد پروردگارم و دستور او دوست دارم" (ص/آیه32) من می‌خواهم از آنها در میدان جهاد با دشمنان او استفاده کنم. سلیمان که از مشاهده‌ی این اسب‌های چابک و آماده برای جهاد و پیکار با دشمن خرسند شده بود همچنان آنها را نگاه می‌کرد و چشم به آنها دوخته بود " تا از دیدگانش پنهان شدند" (ص/آیه32)
صحنه آنقدر جالب و زیبا و برای یک فرمانده بزرگ همچون سلیمان نشاط آور بود که او دستور داد " بار دیگر این اسب‌ها را به من باز گردانید" (ص/ آیه 33) به هنگامی که مامورانش این فرمان را اطاعت کردند و اسب‌ها را بازگرداندند سلیمان شخصاً آنها را مورد نوازش قرار داد " و دست به ساق‌ها و گردن‌های آنها کشید" (ص/ آیه33) و به این وسیله هم مربیان آنها را تشویق کرد، و هم از آنها قدردانی نمود، زیرا معمول است هنگامی که می‌خواهند از مرکبی قدردانی کند دست بر سر و صورت و یال و گردن، یا بر پایش می کشند، و چنین ابراز علاقه‌ای در برابر وسیله موثری که انسان را در هدف‌های والایش کمک می‌کند از پیغمبر بزرگی همچون سلیمان تعجب آور نیست.
قضاوت داوود و سلیمان
قرآن در فرازی دیگر به بخشی از زندگی داوود و سلیمان اشاره می‌کند، و در آغاز اشاره‌ی سر بسته‌ای به ماجرای یک قضاوت و داوری که از ناحیه‌ی داوود و سلیمان صورت گرفت دارد.
می‌فرماید:" و داوود و سلیمان را به یاد آور، هنگامی که درباره‌ی کشتزاری قضاوت می‌کردند که گوسفندان بی شبان قوم، شبانگاه در آن چریده و آن را تباه کرده بودند.
گرچه قرآن ماجرای این محاکمه و دادرسی را کاملاً سربسته بیان کرده و به یک اشاره‌ی اجمال اکتفا نموده، و تنها به نتیجه‌ی اخلاقی و تربیتی آن که بعدا‌ً اشاره خواهیم کرد قناعت کرده است، ولی در روایات اسلامی و گفتار مفسران بحث‌های زیادی پیرامون آن به چشم می‌خورد. جمعی گفته‌اند: داستان بدین قرار بوده که گلّه‌ی گوسفندانی شبانه به تاکستانی وارد می‌شوند، و برگ‌ها و خوشه‌های انگور را خورده و ضایع می‌کنند، صاحب باغ شکایت نزد داوود می‌برد، داوود حکم می‌دهد که در برابر این خسارت بزرگ باید تمام گوسفندان به صاحب باغ داده شود.
سلیمان که در آن زمان کودک بود به پدر می‌گوید: ای پیامبر بزرگ خدا! این حکم را تغییر ده و تعدیل کن! پدر می گوید چگونه! در پاسخ می‌گوید: گوسفندان باید به صاحب باغ سپرده شوند تا از منافع آنها و شیر و پشمشان استفاده کند، و باغ به دست صاحب گوسفندان داده شود تا در اصلاح آن بکوشد هنگامی که باغ به حال اول بازگشت، تحویل به صاحبش دائه می‌شود، و گوسفندان نیز به صاحبش برمی‌گردد (وخداوند حکم سلیمان را تأیید کرد)
ولی در اینجا این سوال مهم باقی می‌ماند: اساس و معیار این دو حکم چه بوده است؟ در پاسخ این سوال می‌توان گفت معیار جبران خسارت بوده، داوود نگاه می‌کند و می‌بیند خساراتی که به تاکستان وارد شده معادل قیمت گوسفندان است، لذا حکم می‌کند که گوسفندان برای جبران این خسارت به صاحب باغ باید داده شود، چرا که تقصیر متوجه صاحب گوسفندان است( توجه داشته باشید که در بعضی از روایات اسلامی می خوانیم به هنگام شب وظیفه‌ی صاحب گوسفندان است که از تجاوز گله خود به کشت و زرع دیگران جلوگیری کند و در روز وظیفه‌ی صاحب کشت و زرع است.)
و ضابطه‌ی حکم سلیمان این بوده که خسارت صاحب باغ را معادل منافع یکساله گوسفندان دیده است. بنابراین هر دو، قضاوت به حق و عدل کرده‌اند با این تفاوت که قضاوت سلیمان به طور دقیق‌تر اجرا می‌گردید، زیرا خسارت یکجا پرداخته نمی‌شد بلکه به طور تدریج ادا می‌گشت، به طوری که بر صاحب گوسفندان نیز سنگین نباشد، از این گذشته تناسبی میان خسارت و جبران بود، چرا که ریشه‌های مو از بین نرفته بود، تنها منافع موقت آنها از میان رفته بود، لذا عادلانه‌تر این بود که اصل گوسفندان به ملک صاحب باغ در نیاید بلکه منافع آن در آید. به هرحال خداوند حکم سلیمان را در این داستان به این صورت تایید می‌کند " ما این داوری و حکومت را به سلیمان تفهیم کردیم" ( انبیاء/ آیه 79) و با تایید ما او بهترین راه‌حل این مخاصمه را دریافت. اما مفهوم این سخن آن نیست که حکم داوود اشتباه و نادرست بوده، چراکه بلافاصله اضافه می کند: " ما به هر یک از این دو، شایستگی داوری و علم فراوانی بخشیدیم "
داستان هدهد و ملکه‌ی سبأ
قرآن به فراز دیگری از زندگی شگفت انگیز سلیمان اشاره کرده، و ماجرای هدهد و ملکه‌ی سبأ را بازگو می‌کند. نخست می گوید: " سلیمان هدهد را ندید، و در جستجوی او برآمد". این تعبیر به وضوح بیانگر این حقیقت است که او به دقت مراقب وضع کشور و اوضاع حکومت خود بود و حتی غیبت یک مرغ از چشم او پنهان نمی‌ماند! در اینکه سلیمان از کجا متوجه شد که هدهد در جمع او حاضر نیست؟ بعضی گفته‌اند به خاطر این بود که به هنگام حرکت کردن او، پرندگان بر سرش سایه می افکندند، و او از وجود روزنه‌ای در این سایبان گسترده از غیبت هدهد آگاه شد. و بعضی دیگر ماموریتی برای هدهد در تشکیلات او قائل شده‌اند و او را مأمور یافتن مناطق آب می دانند، و به هنگام نیاز به جستجوگری برای آب او را غائب دید.
به هر حال این تعبیر که ابتدا گفت: " من او را نمی‌بینم" سپس افزود" یا اینکه او از غائبان است" ممکن است اشاره به این باشد که آیا او بدون عذر موجهی حضور ندارد و یا با عذر موجهی غیبت کرده است؟
سلیمان برای اینکه حکم غیابی نکرده باشد، و در ضمن، غیبت هدهد روی بقیه پرندگان، تا چه رسد به انسان‌هایی که پست‌های حساسی بر عهده داشتند اثر نگذارد افزود:" من او را قطعاً کیفر شدیدی خواهم داد! و یا او را ذبح می‌کنم مگر آنکه برای غیبتش دلیل روشنی به من ارائه دهد" ( نمل/آیه 21)
در حقیقت سلیمان بی آنکه غائبانه داوری کند تهدید لازم را در صورت ثبوت تخلف نمود، و حتی برای تهدید خود دو مرحله قائل شد که متناسب با مقدار گناه بوده باشد: مرحله‌ی مجازات بدون اعدام، و مرحله‌ی مجازات اعدام.
ضمناً نشان داد که او حتی در برابر پرنده‌ی ضعیفی، تسلیم دلیل و منطق است و هرگز تکیه بر قدرت و توانائیش نمی کند.
هدهد همراه با یک خبر مهم
" ولی غیبت هدهد، چندان به طول نیانجامید" (نمل/آیه 22) بازگشت و رو به سلیمان کرد و چنین " گفت: من بر چیزی آگاهی یافتم که تو برآن آگاهی نداری، من از سرزمین سبأ یک خبر قطعی(و دست اول) برای تو آورده‌ام؟" (نمل/ آیه22)
هدهد گویا آثار خشم را در چهره‌ی سلیمان مشاهده کرد، و برای برطرف کردن ناراحتی او نخست به صورت کوتاه و سربسته خبر از مطلب مهمی داد که حتی سلیمان با تمام علم و دانششش از آن آگاهی ندارد! و هنگامی که خشم سلیمان فرو نشست، به شرح آن پرداخت.
(قابل توجه این که، لشکریان سلیمان و حتی پرندگانی که مطیع فرمان او بودند آنقدر عدالت سلیمان به آنها آزادی و امنیت و جسارت داده بود، که هدهد بدون ترس بی پرده و با صراحت به او می‌گوید: من به چیزی آگاهی یافتم که تو از آن آگاه نیستی. برخورد او با سلیمان، همچون برخورد درباریان چاپلوس با سلاطین جبّار نبود، که برای بیان یک واقعیت، نخست مدتی تملق می‌گویند، و خود را ذره‌ی ناچیزی قلمداد کرده سپس به خاک پای ملوکانه، مطلب خود را در لابلای صد گونه چاپلوسی عرضه می‌دارند و هرگز در سخنان خود صراحت به خرج نمی‌دهند و همیشه از کنایه‌های نازکتر از گل استفاده می‌کنند، مبادا گرد و غباری بر قلب سلطان بنشیند! آری هدهد با صراحت گفت: غیبت من بی دلیل نبوده، خبر مهمی آورده‌ام که تو از آن باخبر نیستی!
ضمناً این تعبیر بزرگی است برای همگان که ممکن است موجود کوچکی چون هدهد مطلبی بداند که داناترین انسان‌های عصرخویش از آن بی‌خبر باشد تا آدمی به علم و دانش خود مغرور نگردد، هرچند سلیمان باشد و با علم وسیع نبوت.)
هدهد در شرح ماجرا چنین گفت: " من به سرزمین سبأ رفته بودم زنی را در آنجا یافتم که برآنها حکومت می‌کند، و همه چیز را در اختیار دارد مخصوصاً تخت عظیمی داشت" (نمل/ آیه 23)
هدهد با این سه جمله تقریباً تمام مشخصات کشور سبأ و طرز حکومت آن را برای سلیمان بازگو کرد. نخست اینکه کشوری است آباد دارای همه گونه مواهب و امکانات.
دیگر اینکه یک زن بر آن حکومت می‌کند، و درباری بسیار مجلل دارد. حتی شاید مجلل‌تر از تشکیلات سلیمان چرا که هدهد تخت سلیمان را مسلماً دیده بود، با اینحال از تخت ملکه سبأ به عنوان عرش عظیم یاد می‌کند! و با این سخن به سلیمان فهمانید مبادا تصور کنی تمام جهان در قلمرو حکومت تو است و تنها عظمت و تخت بزرگ در گرو تو می‌باشد.
سلیمان از شنیدن این سخن در فکر فرو رفت ولی هدهد به او مجال نداد و مطلب دیگری بر آن افزود مسأله عجیب و ناراحت کننده‌ای که من در آنجا دیدم این بود که: " مشاهده کردم آن زن و قوم و ملتش در برابر خورشید- نه در برابر الله- سجده می‌کنند شیطان بر آنها تسلط یافته و اعمالشان را در نظرشان جلوه داده" (نمل/آیه 24) افتخار می‌کنند که در برابر آفتاب سجده می‌نمایند!
و به این ترتیب " شیطان آنها را از راه حق بازداشته" (نمل/ آیه 24)
آنها چنان در بت‌پرستی فرو رفته‌اند که من باور نمی کنم به آسانی از این راه برگردند " آنها هدایت نخواهند شد" (نمل/ آیه24) و به این ترتیب وضع مذهبی و معنوی آنها را نیز مشخص ساخت که آنها سخت در بت‌پرستی فرو رفته‌اند و حکومت ترویج آفتاب پرستی می‌کند و مردم بر دین ملوکشان‌اند.
بتکده‌های آنها و اوضاع دیگرشان چنان نشان می دهد که آنان در این راه غلط پافشاری دارند، و به آن عشق می ورزند و مباهات می‌کنند، و در چنین شرایطی که توده‌ی مردم و حکومت در یک خط قرار گرفته‌اند هدایت یافتن آنها بسیار بعید است.
نامه‌ی سلیمان به ملکه‌ی سبأ
سلیمان با دقت به سخنان هدهد گوش فراداد، و درفکر فرو رفت، ممکن است بیشترین گمان سلیمان این بوده که خبر راست است، و دلیلی بر دروغی به این بزرگی وجود ندارد، اما از آنجا که مسأله‌ی ساده‌ای نبود و با سرنوشت یک کشور و یک ملت بزرگ گره می‌خورد، می بایست تنها به گفتار یک مخبر اکتفا نکند، بلکه باید تحقیقات بیشتری در زمینه‌ی این موضوع به عمل آورد.
لذا چنین "گفت: ما تحقیق به عمل می‌آوریم ببینیم تو راست گفتی یا از دروغگویان هستی" ؟!( نمل/ آیه 27) سلیمان نه هدهد را متهم ساخت و محکوم کرد، و نه سخن او را بی دلیل تصدیق نمود، بلکه آن را پایه‌ی تحقیق قرار داد.
سلیمان نامه‌ای بسیار کوتاه و پرمحتوی نوشت و به هدهد داد و گفت: " این نامه‌ی مرا ببر و نزد آنها بیفکن، سپس برگرد و در گوشه‌ای توقف کن ببین آنها چه عکس العملی نشان می‌دهند؟" (نمل/آیه 28)
ملکه‌ی سبأ نامه را گشود و از مضمون آن آگاهی یافت و چون قبلاً اسم و آوازه سلیمان را شنیده بود و محتوای نامه نشان می‌داد که سلیمان تصمیم شدیدی درباره سرزمین سبأ گرفته، سخت در فکر فرو رفت، و چون در مسائل مهم مملکتی با اطرافیانش به شور می‌نشست از آنها دعوت کرد، رو به سوی آنها نموده" گفت ای اشراف و بزرگان! نامه‌ی ارزشمندی به سوی من افکنده شده است" (نمل/ آیه 29)
(و اینکه ملکه می‌گوید: این نامه کریم و پر ارزشی است ممکن است به خاطر محتوای عمیق آن، یا اینکه آغازش به نام خدا، و پایانش به مهر و امضای صحیح بود باشد یا فرستنده آن که شخص بزرگواری بوده و یا همه اینها. درست است که آنها آفتاب‌پرست بودند، ولی می دانیم بسیاری از بت‌پرستان نیز به الله اعتقاد داشتند و او را رب الارباب می نامیدند و تعظیم و احترام او را مهم می‌شمردند).
سپس ملکه‌ی سبأ به ذکر مضمون نامه پرداخت و گفت: " این نامه از سوی سلیمان است و محتوایش چنین است: به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان، توصیه‌ام به شما این است که برتری جوئی در برابر من نکنید، و به سوی من آئید و تسلیم حق شوید" (نمل/ آیه 30و31) ( بعید به نظر می‌رسد که سلیمان نامه را با همین عبارات و الفاظ عربی نوشته باشد بنابراین جمله‌های فوق می تواند نقل قول به معنی و یا به صورت خلاصه گیری و فشرده‌ی نامه سلیمان بوده باشد که ملکه‌ی سبأ برای ملت خود بازگو کرد).
بعد از ذکر محتوای نامه‌ی سلیمان، برای ملت خود رو به سوی آنها کرده و چنین " گفت ای اشراف و صاحب نظران! رأی خود را در این کار مهم برای من ابراز دارید که من هیچ کار مهمی را بی حضور شما و بدون نظر شما انجام نداده‌ام"! (نمل/ آیه 32)
او می خواست با این نظرخواهی موقعیت خود را در میان آنها تثبیت کرده و نظر آنها را به سوی خویش جلب نماید، ضمناً میزان هماهنگیشان را با تصمیمات خود مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.
اشراف قوم در پاسخ او چنین " گفتند: ما قدرت کافی داریم و مرد جنگیم اما تصمیم نهایی با تو است، ببین چه فرمان می‌دهی" ؟ (نمل/ آیه33)
به این ترتیب هم تسلیم خود را در برابر دستورات او نشان دادند، و هم تمایل خود را به تکیه بر قدرت و حضور در میدان جنگ!
پادشاهان ویرانگرند
ملکه هنگامی که تمایل آنها را به جنگ مشاهده کرد، در حالی که خود باطناً تمایل به این کار نداشت برای فرو نشاندن این عطش، و هم برای اینکه حساب شده با این جریان برخوردکند، چنین " گفت: پادشاهان هنگامی که وارد منطقه‌ی آبادی شوند آن را به فساد و و ویرانی می‌کشانند و عزیزان آنجا را به ذلت می‌نشانند." (نمل/ آیه34)
جمعی را می‌کشند، عده‌ای را اسیر می‌کند، و گروهی را آواره و بی خانمان، و تا آنجا که می‌توانند دست به غارت و چپاول می‌زنند.
در حقیقت ملکه‌ی سبأ که خود پادشاهی بود، شاهان را خوب شناخته بود که برنامه‌ی آنها در دو چیز خلاصه می‌شود: فساد و ویراگری و ذلیل ساختن عزیران، چرا که آنها به منافع خود می‌اندیشند، نه به منافع ملت‌ها و آبادی و سربلندی آنها و همیشه این دو بر ضد یکدیگرند.
سپس ملکه افزود: ما باید قبل از هر کار سلیمان و اطرافیان را بیازمائیم و ببینیم به راستی چه کاره‌اند سلیمان پادشاه است یا پیامبر؟ ویرانگر است یا مصلح؟ ملت‌ها را به ذلت می‌کشاند یا عزت؟ و برای این کار باید از هدیه استفاده کرد، لذا " من هدیه‌ی گرانبهایی برای آنها می‌فرستم تا ببینم فرستادگان من چه واکنشی را از ناحیه‌ی آنها برای ما می‌آورند" (نمل/ آیه 35)
پادشاهان علاقه‌ی شدیدی به هدایا دارند، و نقطه‌ی ضعف و زبونی آنها نیز همین جا است، آنها را می‌توان با هدایای گرانبها تسلیم کرد، اگر دیدیم سلیمان با این هدایا تسلیم شد، معلوم می شود شاه است! در برابر او می ایستیم و تکیه بر قدرت می‌کنیم که ما نیرومندیم، و اگر بی‌اعتنائی به ما نشان داد و بر سخنان خود و پیشنهادهایش اصرار ورزید معلوم می‌شود، پیامبر خدا است در این صورت باید عاقلانه برخورد کرد. در اینکه ملکه‌ی سبأ چه هدایایی برای سلیمان فرستاد، قرآن سخنی نگفته، ولی مفسّران مسائل زیادی ذکر کرده‌اند که گاه خالی از اغراق و افسانه نیست. بعضی نوشته‌اند پانصد غلام و پانصد کنیز ممتاز برای سلیمان فرستاد، درحالی که به غلام‌ها لباس زنانه و کنیزها لباس مردانه پوشانیده بود، در گوش غلامان گوشواره و در دستانشان دستبند و بر سر کنیزان کلاه‌های زیبا گذارده بود، و در نامه‌ی خود تاکید کرده بود تو اگر پیامبری غلامان را از کنیزان بشناس!
و آنها را بر مرکب‌های گرانبها که با زر و زیور آراسته بودند سوار کرد، و مقدار قابل ملاحظه‌ای از جواهرات نیز همراه آنها فرستاد. ضمناً به فرستاده‌ی خود سفارش کرد، اگر به محض ورود نگاه سلیمان را به خود خشم‌آلود دیدی بدان این ژست پادشاهان است، و اگر با خوشروئی و محبت با تو برخورد کرد بدان پیغمبر است!
مرا با مال نفریبید!
فرستادگان ملکه‌ی سبأ با کاروان هدایا، سرزمین یمن را پشت‌سر گذاشتند و به سوی شام و مقر سلیمان حرکت کردند، به گمان اینکه سلیمان از مشاهده‌ی منظره‌ی این هدایا خوشحال می‌شود، و به آنها شادباش می گوید.
اما همین که با سلیمان روبرو شدند، صحنه‌ی عجیبی در برابر آنان نمایان گشت، سلیمان نه تنها از آنها استقبال نکرد بلکه گفت: " آیا شما می‌خواهید مرا با مال (خود) کمک کنید و فریب دهید؟ در حالی که این اموال در نظر من بی ارزش است، آنچه خداوند به من بخشیده، از آنچه به شما داده است بهتر و پر ارزش‌تر است" (نمل/ 36 آیه) مال چه ارزشی در برابر مقام نبوت و علم و دانش و هدایت و تقوا دارد؟ " شما هستید که به هدایای خود خوشحال می‌گردید" (نمل/ آیه 36)
آری شما هستید که هرگاه یک چنین هدایای پر زرق و برق و گران‌قیمتی برای هم بفرستید، چنان مسرور می‌شوید که برق شادی در چشمانتان ظاهر می‌گردد اما اینها در نظر من کم ارزش و بی مقدار است.
سپس برای اینکه قاطعیت خود را در مسأله‌ی حق و باطل نشان دهد به فرستاده‌ی مخصوص ملکه‌ی سبأ چنین گفت: " به سوی آنان بازگرد (و این هدایا را نیز با خود ببر) اما و اعلام کن به زودی با لشکرهایی به سراغ آنها خواهیم آمد که توانائی مقابله با آن را نداشته باشند و آنها را از آن سرزمین آباد با ذلت و خواری بیرون می‌کنیم" (نمل/ آیه 37)
البته این تهدید، برای فرستادگانی که وضع سلیمان را از نزدیک دیدند و لشکر او را تماشا کردند، یک تهدید جدی و قابل ملاحظه بود.
با توجه به اینکه سلیمان دو چیز از آنها خواسته بود " ترک برتری جوئی" " تسلیم در برابر حق" و پاسخ ندادن آنها به این دو امر و توسل به ارسال هدیه دلیل بر امتناع آنها از پذیرش حق و ترک استعلاء بود به این دلیل آنها را تهدید به فشار نظامی می‌کند. هرگاه ملکه‌ی سبأ و اطرافیان او ، تقاضای دلیل و مدرک یا معجزه و مانند آن کرده بودند، به آنها حق می‌داد که بیشتر تحقیق کند، اما فرستادن هدیه، ظاهرش این بود که آنها در مقام انکارند. این را نیز می‌دانیم که مهمترین خبر ناگواری که هدهد به سلیمان درباره‌ی این قوم و جمعیت داد، این بود که آنها آفتاب‌پرستند، و خداوند بزرگ را که بر غیب و شهود آسمان و زمین سلطه دارد رها کرده، در برابر مخلوقی به خاک می‌افتند.
سلیمان از این مسأله ناراحت شد، و می دانیم بت‌پرستی چیزی نیست که آئین‌های الهی در برابر آن سکوت کند، و یا بت پرستی را به عنوان یک اقلیت مذهبی تحمل نمایند، بلکه در صورت لزوم با توسل به زور بتکده‌ها را ویران خواهد کرد و آئین شرک و بت‌پرستی را بر می‌چیند.
از توضیحاتی که در بالا دادیم روشن می‌شود که تهدید سلیمان با اصل اساسی " لا اکراه فی الدین" تضادی ندارد که بت‌پرستی دین نیست بلکه یک خرافه و انحراف است.
دریک چشم برهم زدن تخت او حاضر است!
سرانجام فرستادگان ملکه‌ی سبأ هدایا و بساط خود را برچیدند و به سوی کشورشان بازگشتند و ماجرا را برای ملکه و اطرافیان او شرح دادند، همچنین عظمت اعجازآمیز ملک سلیمان و دستگاهش را بیان داشتند که هریک از اینها دلیلی بود بر اینکه او یک فرد عادی و پادشاه نیست، او به راستی فرستاده خدا است و حکومتش نیز یک حکومت الهی است.
در اینجا برای آنها روشن شد که نه تنها قادر بر مقابله‌ی نظامی با او نیستند بلکه اگر فرضاً بتوانند مقابله کنند به احتمال قوی مقابله با یک پیامبر پر قدرت الهی است. لذا ملکه سبأ با عده‌ای از اشراف قومش تصمیم گرفتند به سوی سلیمان بیایند و شخصاً این مسأله مهم را بررسی کنند تا معلوم شود سلیمان چه آئینی دارد. این خبر از هر طریقی که بود به سلیمان رسید، و سلیمان تصمیم گرفت درحالی که ملکه و یارانش درراهند قدرت نمائی شگرفی کند تا آنها را بیش از پیش به واقعیت اعجاز خود آشنا، و در مقابل دعوتش تسلیم سازد. لذا سلیمان رو به اطرافیان خود کرد و " گفت: ای گروه بزرگان! کدامیک از شما تخت او را پیش از آنکه خودشان نزد من بیایند و تسلیم شوند برای من می آورد" ( نمل/ آیه 38)
در اینجا دو نفر اعلام آمادگی کردند که یکی از آنها عجیب و دیگری عجیب‌تر بود. نخست" عفریتی از جن رو به سوی سلیمان کرد و گفت من تخت او را پیش از آنکه مجلس تو پایان گیرد و از جای برخیزی نزد تو می‌آورم" (نمل/آیه 39)
دومین نفر مرد صالحی بود که آگاهی قابل ملاحظه‌ای از کتاب الهی داشت، چنانکه قرآن در حق او می‌گوید: " کسی که علم و دانشی از کتاب داشت گفت من تخت او را قبل از آنکه چشم برهم زنی نزد تو خواهم آورد"!! (نمل/آیه40)
و هنگامی که سلیمان با این امر موافقت کرد او با استفاده از نیروی معنوی خود تخت ملکه سبأ را در یک طرفة‌العین نزد او حاضر کرد: " هنگامی که سلیمان آن تخت را نزد خود ثابت و پابرجا دید زبان به شکر پروردگار گشود و گفت: این از فضل پروردگار من است، تا مرا بیازماید که آیا شکر نعمت او را بجا می‌آورم یا کفران می کنم" (نمل/ آیه 40)
نور ایمان در دل ملکه‌ی سبأ
در اینجا به صحنه‌ی دیگری از ماجرای عبرت انگیز سلیمان(علیه السلام) و ملکه‌ی سبأ برخورد می کنیم.
سلیمان برای اینکه میزان عقل و درایت ملکه‌ی سبأ را بیازماید، و نیز زمینه‌ای برای ایمان او به خداوند فراهم سازد، دستور داد تخت او را که حاضر ساخته بودند دگرگون و ناشناس سازند" گفت: تخت او را برایش ناشناس سازید ببینیم آیا هدایت می شود یا از کسانی خواهد بود که هدایت نمی یابند" (نمل/آیه41) گرچه آمدن تخت ملکه از کشور سبأ به شام، کافی بود که به آسانی نتواند آن را بشناسد، ولی با این حال سلیمان دستور داد تغییراتی در آن نیز ایجاد کنند، این تغییرات ممکن است از نظر جابجا کردن بعضی از نشانه‌ها و جواهرات و یا تغییر بعضی از رنگ‌ها و مانند آن بوده است.(اما این سوال پیش می‌آید که هدف سلیمان از آزمایش هوش و عقل و درایت ملکه‌ی سبأ چه بود؟ممکن است آزمایش به این منظور انجام شده که بداند با کدامین منطق باید با او روبرو شود؟ و چگونه دلیلی برای اثبات مبانی عقیدتی برای او بیاورد. و یا در نظر داشته پیشنهاد ازدواج به او کند و می‌خواسته مسئولیتی بعد از ایمان آوردن به او بسپارد، باید بداند تا چه اندازه استعداد پذیرش مسئولیت‌های را دارد).
به هر حال " هنگامی که ملکه‌ی سبأ وارد شد، کسی اشاره‌ای به تخت کرد و گفت: " آیا تخت تو این گونه بوده است"؟ (نمل/ آیه 42) ملکه‌ی سبأ زیرکانه‌ترین و حساب شده‌ترین جواب‌ها را داد و " گفت: گویا خود آن تخت است"! (نمل/ آیه42) اگر می گفت: شبیه آن است، راه خطا پیموده بود، و اگر می گفت عین خود آن است، سخنی بر خلاف احتیاط بود، چرا که با این بعد مسافت، آمدن تختتش به سرزمین سلیمان، از طرق عادی امکان نداشت، مگر اینکه معجزه‌ای صورت گرفته باشد. از این گذشته در تواریخ آمده است که او تخت گرانبهای خود را در جای محفوظی، در قصر مخصوص خود در اطاقی که مراقبان زیاد از آن حفاظت می‌کردند و درهای محکمی داشت، قرار داده بود.
ولی با این همه، ملکه‌ی سبأ با تمام تغییراتی که به آن تخت داده بودند توانست آن را بشناسد. و بلافاصله افزود: " و ما پیش از این هم آگاه بودیم و اسلام آورده بودیم"! یعنی اگر منظور سلیمان ازاین مقدمه‌چینی ها این است که ما به اعجاز او پی بیریم ما پیش از این با نشانه‌های دیگر از حقانیت او آگاه شده بودیم و حتی قبل از دیدن این خارق عادت عجیب ایمان آورده بودیم، و چندان نیازی به این کار نبود.
آری او با دیدن این نشانه‌های روشن با گذشته تاریک خود وداع گفت و در مرحله‌ی تازه‌ای از زندگی که مملو از نور ایمان و یقین بود گام نهاد.
ورود ملکه به قصر مخصوص سلیمان
در آخرین قسمت این داستان صحنه‌ی دیگری از این ماجرا بازگو می‌شود، و آن ماجرای داخل شدن ملکه‌‌ی سبأ در قصر مخصوص سلیمان است.
سلیمان دستور داده بود، صحن یکی از قصرها را از بلور بسازند و در زیر آن، آب جاری قرار دهند.
هنگامی که ملکه‌ی سبأ به آنجا رسید " به او گفته شد داخل حیاط قصر شو" (نمل/آیه44)
" ملکه آن صحنه را که دید ، گمان کرد نهر آبی است، ساق پاهای خود را برهنه کرد تا از آن آب بگذرد" (نمل/آیه44) ( در حالی که سخت در تعجب فرو رفته بود که نهر آب در اینجا چه می کند؟)
اما" سلیمان به او گفت: که حیاط قصر از بلور صاف ساخته شده" (نمل/آیه44) (این آب نیست که بخواهد پا را برهنه کند و از آن بگذرد).
(در اینجا سوال مهمی پیش می‌آید و آن اینکه : سلیمان که یک پیامبر بزرگ الهی بود چرا چنین دم و دستگاه تجملاتی فوق العاده‌ای داشته باشد؟ درست است که او سلطان بود و حکمروا، ولی مگر نمی شد بساطی ساده همچون سایر پیامبران داشته باشد؟ اما چه مانعی دارد که سلیمان برای تسلیم کردن ملکه‌ی سبأ که تمام قدرت و عظمت خود را در تخت و تاج زیبا و کاخ باشکوه و تشکیلات پر زرق و برق می دانست صحنه‌ای به او نشان دهد که تمام دستگاه تجملاتیش در نظر او حقیر و کوچک شود، و این نقطه عطفی در زندگی او برای تجدید نظر در میزان ارزش‌ها و معیار شخصیت گردد؟ چه مانعی داردکه به جای دست زدن به یک لشکرکشی پر ضایعه و توأم با خونریزی، مغز و فکر ملکه را چنان مبهوت و مقهور کند که اصلاً به چنین فکری نیفتد، بخصوص اینکه او زن بود و به این گونه مسائل تشریفاتی اهمیت می داد.
مخصوصاً بسیاری از مفسران تصریح کرده‌اند که سلیمان پیش از آنکه ملکه سبأ به سرزمین شام برسد دستور داد چنین قصری بنا کردند، و هدفش نمایش قدرت برای تسلیم ساختن او بود؟ این کار نشان می‌داد قدرت عظیمی از نظر نیروی ظاهری در اختیار سلیمان است که او را به انجام چنین کارهایی موفق ساخته است. به تعبیر دیگر این هزینه در برابر امنیت و آرامش یک منطقه وسیع و پذیرش دین حق، و جلوگیری از هزینه‌ی فوق العاده‌ی جنگ، مطلب مهمی نبود.)
هنگامی که ملکه‌ی سبأ این صحنه را دید" چنین گفت: پروردگارا! من بر خویشتن ستم کردم و با سلیمان در پیشگاه الله، پروردگار عالمیان، اسلام آوردم" (نمل/آیه 44)
من در گذشته در برابر آفتاب سجده می‌کردم، بت می‌پرستیدم، غرق تجمل و زینت بودم، و خود را برترین انسان در دنیا می‌پنداشتم. اما اکنون می‌فهمم که قدرتم تا چه حد کوچک بوده و اصولاً این زر و زیورها روح انسان را سیراب نمی‌کند. خداوندا! من همراه رهبرم سلیمان به درگاه تو آمدم، از گذشته پشیمانم و سر تسلیم به آستانت می‌سایم.
سرانجام کار ملکه‌ی سبأ
آنچه در قرآن مجید پیرامون ملکه‌ی سبأ آمده همان مقدار است که در بالا خواندیم، سرانجام ایمان آورد و به خیل صالحان پیوست، اما اینکه بعد از ایمان به کشور خود بازگشت و به حکومت خود از طرف سلیمان ادامه داد؟ یا نزد سلیمان ماند و با او ازدواج کرد؟ یا به توصیه سلیمان با یکی از ملوک یمن که به عنوان تبع مشهور بودند پیمان زناشویی بست؟ در قرآن اشاره‌ای به اینها نشده است چون در هدف اصلی قرآن که مسائل تربیتی است دخالتی نداشته، ولی مفسران و مورخان، هرکدام راهی برگزیده‌اند که تحقیق در آن ضرورتی ندارد، هرچند طبق گفته‌ی بعضی از مفسران، مشهور و معروف همان ازدواج او با سلیمان است.
ولی یادآوری این مطلب را لازم می‌دانیم که پیرامون سلیمان و لشکر و حکومت او و همچنین ملکه‌ی سبأ و جزئیات زندگیش افسانه‌ها و اساطیر فراوانی گفته‌اند که گاه تشخیص آنها از حقایق تاریخی برای توده‌ی مردم مشکل می‌شود، و گاه سایه‌ی تاریکی روی اصل این جریان تاریخی افکنده و اصالت آن را خدشه‌دار می‌کند و این است نتیجه‌ی شوم خرافاتی که با حقایق آمیخته می‌شود که باید کاملاً مراقب آن بود.
مرگ عبرت انگیز
قرآن در فرازی دیگر از مرگ عجیب و عبرت‌انگیز این پیامبر بزرگ خدا سخن می‌گوید، و این واقیعت را روشن می‌سازد که پیامبر با آن عظمت، و حکمرانی با آن قدرت و ابهت، چگونه به آسانی جان به جان آفرین سپرد، و حتی پیش از آنکه تن او در بستر آرام گیرد چنگال اجل گریبانش را گرفت!
به هنگامی که مرگ سلیمان فرا رسید ایستاده بود و بر عصای خود تکیه کرده بود، ناگهان مرگ گریبانش را گرفت و روح از بدنش پرواز کرد، او در همان حال مدتی سرپا ماند تا اینکه موریانه که قرآن از آن به دابة‌الارض (جنبنده‌ی زمین) تعبیر کرده عصای او را خورد و تعادل خود را از دست داد و روی زمین افتاد و مردم از مرگ او آگاه شدند! جالب اینکه در آن روز سلیمان دید جوانی خوشرو و خوش لباس از یکی از زوایای قصر بیرون آمد و به سوی او حرکت نمود، سلیمان تعجب کرد، و گفت: " تو کیستی" و به اذن چه کسی اینجا آمدی؟! من گفته بودم هیچ‌کس امروز اینجا نیاید؟! در پاسخ گفت: من کسی هستم که نه از شاهان می ترسم! نه رشوه می گیرم! سلیمان بیشتر تعجب کرد اما او مجالی نداد و افزود: من فرشته مرگم، آمده‌ام تا قبض روح تو کنم! این را گفت و فوراً قبض روح او کرد!
(این را نیز باید یاد آوری کنیم که داستان سلیمان مانند بسیاری از داستان‌های انبیا، با روایات مجعولی متأسفانه آمیخته شده، و خرافاتی به آن بسته‌اند که چهره این پیامبر بزرگ را دگرگون ساخته، و بسیاری از این خرافات از تورات کنونی گرفته شده است و اگر ما به آنچه قرآن گفته قناعت کنیم هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.)
چرا مرگ سلیمان مدتی مکتوم ماند؟
در اینکه چه مدت مرگ حضرت سلیمان بر کارکنان حکومتش مخفی ماند؟ دقیقاً روشن نیست یکسال؟ یک ماه؟ یا چند روز؟ در این‌باره نظر واحدی وجود ندارد.
آیا این کتمان از ناحیه اطرافیان او صورت گرفت که آگاهانه برای اینکه رشته‌ی امور کشور موقتاً از هم متلاشی نشود مرگ او را مکتوم داشتند؟ و یا اینکه اطرافیان نیز از این امر آگاهی نداشتند؟
بسیار بعید به نظر می‌رسد که برای یک مدت طولانی حتی بیش‌تر از یک روز اطرافیان او آگاه نشوند، چرا که مسلماً افرادی مأمور بودند که برای او غذا و سایر احتیاجات ببرند، آنها از این ماجرا آگاه می‌شدند، بنابراین بعید نیست همانگونه که بعضی گفته‌اند آنها از این امر آگاهی یافتند، ولی آن را به خاطر مصالحی مخفی کردند، لذا در بعضی از روایات آمده است که در این مدت آصف‌بن برخیا وزیر مخصوص او امور کشور را تدبیر می‌کرد.
آیا سلیمان در حال ایستاده تکیه بر عصا کرده بود یا نشسته دست‌ها را بر عصا نهاده ، و سر را به روی دست تکیه داده بود و به همین حال قبض روح شد و مدتی باقی ماند؟ احتمالات مختلفی وجود دارد، هرچند احتمال اخیر نزدیک‌تر به نظر می رسد. آیا اگر این مدت طولانی بوده، نخوردن غذا و ننوشیدن آب مسأله‌ای برای بینندگان مطرح نمی‌کرد؟ از آنجا که همه کار سلیمان عجیب بوده شاید این مسأله را نیز از عجائب او می‌شمردند، حتی در روایاتی می خوانیم کم‌کم این زمزمه در میان گروهی پیدا شد که باید سلیمان را پرستش کرد مگر نه این است که او مدتی بر جای خود ثابت مانده، نه می‌خوابد و نه غدا می‌خورد و نه آب می‌نوشد.
اما به هنگامی که عصا در هم شکست و فرو افتاد، همه‌ی این رشته‌ها از هم گسست، و هم خیالات آنها نقش بر آب شد.
نگاهی تحلیلی به برخی از فرازهای زندگی حضرت سلیمان (علیه السلام)
1- چرا حضرت سلیمان (علیه السلام) از خداوند متعال درخواست کرد به او حکومتی داده شود که بعد از او سزاوار کسی نباشد؟
آنچه از ملک و حکومت به اذهان تبادر می‌کند همان قدرت‌های همراه با ظلم و تعّدی و مهار نشده است، و درخواست چنین حکومتی شایسته هیچ انسان عاقلی نیست تا چه رسد به مقام پیامبران. ولی آنچه که سلیمان از خداوند در خواست نمود، قدرت مهار شده‌ای بود که تحت مراقبت‌های شدید و کنترل لازم مقام نبوت و وحی آسمانی باشد، و درخواست چنین حکومتی، درخواست خدمت به آئین خدا و خلق او است. گواه بر اینکه متبادر از «ملک» همان قدرت‌های مهار نشده و خود کامه است، این است که خداوند در موردی که از خود به عنوان «ملک» نام می برد، بلافاصله کلمه «قدوس» را که مبالغه در قداست است، می‌آورد، آنجا که می‌فرماید:
" هوالله الذی لااله الا هو الملک القدوس" (حشر/23) « اوست خدائی که جز او خدائی نیست، اوست پادشاه بسیار منزه و پاک» یعنی اگر خداوند «ملک» و پادشاه صفحه هستی است، مانند «ملک‌های آلوده دنیا» نیست، بلکه در نهایت قداست و پاکی و نزاهت می‌باشد.
سیره نویسان از پیامبر نقل کرده‌اند که می‌فرمود: «ما انا بملک

ارسال آگهی: ۲۸ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۱۵ و ۳۳ دقیقه
0
تلفن :


مشخصات آگهی



ایمیل:
نام:0
تلفن:
انقضا:۳۰ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴ و ۳۳ دقیقه
منطقه: تهران

بازدید:

4979 بار
بازدید از کلیه آگهی های 0









ارسال آگهی برای دوستان

عنوان ایمیل:
ایمیل:
جهت اطمینان؛ آدرس ip شما نیز، ارسال می‌شود.


تازه‌های سایتها (بخش رایگان)
۱۳۹۵/۳/۱۷ آموزش تخصصی تلگرام
کی از ویژگی های مخفی در نسخه دسکتاپ تلگرام امکان سویچ کردن به مد موبایلی آن است برای این کار شما بایدگوشه پنجره...
azadh ,

۱۳۹۵/۵/۲۱ راهنما سفر- جاذبه های گردشگری و توریستی- طبیعت گرد
راهنما سفر- جاذبه های گردشگری و توریستی- طبیعت گردی وب سایت راهنما سفر مرجع اطلاعات سفر و گردشگری می باشد م...
89484644
طراحي سايت تك سيستم , تهران

۱۳۹۳/۱۰/۲۱ بانک اطلاعات ساختمانهای درحال ساخت
iranbis ارائه کننده اطلاعات پروژه های درحال ساخت به همراه پنل پیگیری با هشدار خودکار ، پنل ارسال پیامک تبلیغاتی و ...
02126760633
سامانه اطلاعات ساختمان ایران , تهران

۱۳۹۵/۳/۱۹ نرم افزار ایجاد بک لینک برای وبلاگ
با کمک این نرم افزار قادر خواهید بود به آسانی برای سایت و یا وبلاگ خود بک لینک درست کنید امار بازدید سایت و یا...
سامانه تبليغاتي آناز ,

۱۳۹۵/۳/۱۹ كد تبادل لينك وبلاگ بلاگفا و ساير سيستمها
همان طور که اطلاع دارید در بلاگفا امكان تبادل لينك اتوماتيك وجود ندارد با استفاده از اين كد ، می توانید اين ام...
سامانه تبليغاتي آناز ,

۱۳۹۴/۱/۲۱ فروشگاه اینترنتی به بها
فروشگاه اینترنتی به بها، با هدف ساده سازی خرید اینترنتی و پیشگامی در روند مشتری مداری اینترنتی ایجاد گردیده ا...
021-44450750
فروشگاه اینترنتی به بها , تهران

۱۳۹۳/۸/۱۶ زندگينامه 14معصوم ، احاديث ، 14ستاره 14معصوم
وبسايت 14 ستاره ؛ 14معصوم زندگينامه 14 امام معصوم روايات و احاديث 14 معصوم دعاهاي ماه رمضان درس هايي از نهج الب...
سايت 14 معصوم , تهران

۱۳۹۳/۷/۱۹ دریافت بکلینک های عالی و ترافیک بالا مادام العمر
در اینجان سايتي خارجي به شما معرفي می شود که اگر در آن فعاليت مستمر داشته باشيد ، تا عمر داريد براتون افزايش ب...
0 ,

۱۳۹۳/۷/۱۰ خودرو کیا کادنزا kia
نام خودرو کیا کادنزا -------------------- مدل(طراحی) 2014 -------------------- تعداد سیلندر 6 -------------------- تعداد سوپاپ 24 -----------------...
0 ,

۱۳۹۳/۷/۱۰ خودرو ریو سدان kia (جدید )
ریو جدید در دو نسخه سدان و هاچ بک -------------------- مجهز به انجین 1.4 لیتری -------------------- قدرت 107 اسب و گشتاور 135 نیوتن...
0 ,

ليست صفحات :  ۱ .::. ۲ 
 
آگهی های ویژه ی داستانهای قرآنی
stars شرکت تجهیزات بازی آریا آکام جهت رفع نیازهای فضای سبز شهری و احساس نیازی که در زمینه زیبا سازی شهری و جلو گیری ا...
02176238331
شرکت تجهیزات بازی آریا آکام , تهران

stars شرکت پارسیان چوب یکی از شرکتهای پیشرو در صنایع چوب و یکی از بزرگترین تامین کننده مواد اولیه صنایع چوب در ایران ...
0217351
شرکت پارسیان چوب , تهران

stars ریپورت تلگرام (Telegram Report Spam) به همراه نحوه خارج شدن از آن در این نوشته بررسی میشود. میدانید که تلگرام یکی از محبو...
سامانه تبليغاتي آناز ,

stars تبلت کودک KidPad در چهار رنگ شاد و طرحی زیبا سی پی یو دوهسته ای با سرعت بالا همراه با بازیهای کودکانه و آموزش زب...
02166745211
فروشگاه سون شاپ , تهران

stars اسکریپت حرفه ای نیازمندی های ایران ایستگاه درآمد زا بودن سایت ایستگاه بر تمام آگاهان عرصه نت پوشیده نیست شای...
02177343195
salmani ,

stars سایت خرید و فروش ملک در سایت یکی خرید و فروش ملک وسایت خرید ملک درج آگهی رایگان ملک و فروش آپارتمان و خرید آپار...
09358808111
املاک 1ky , تهران

stars دستگاه ليزر دايود، ( ليزر diode ) ليزر موهاي زائد در جلسات كمتر و ريشه كني قطعي تر و سريع تر موهاي زائد با ليزر داي...
09138030960 ، 031-36295971
آروین طب , اصفهان

stars الکترونیک پارس طراح و مجری ساخت تابلوهای روان و تلویزیون شهری LED آماده انجام پروژه های تلویزیون شهری در سرتاس...
09391103883
صنايع الكترونيك پارس , تهران

stars معمولا تصاویر بهتر در طول سونوگرافی ترانس اگر مثانه است نیمه پر باشد. ************************** برای مشاهده متن در سایت ...
0 ,

stars صنایع فلزی آریا آکام تولید کننده مخازن زباله پارکی با کیفیت درجه یک و گارانتی 5 ساله. سازه فلزی دارای جوش co2 و...
02176238331
شرکت تجهیزات بازی آریا آکام , تهران



آگهی های ویژه ی سایتها
۱۳۹۴/۲/۱۶
stars وقتی بحث کسب درآمد از اینترنت می رسد، شما ۳ گزینه برای انتخاب دارید. راه اول: کلا فکر کسب و کار اینترنتی را از ف...
سامانه تبليغاتي آناز ,

۱۳۹۵/۳/۱۷
stars کاربران زیادی علاقمند به ساخت ربات برای تلگرام هستند و دوست دارند یک ربات با امکانات خوب بسازند. اما متاسفان...
azadh ,

۱۳۹۵/۳/۱۷
stars کانال در تلگرام، ابزار جدیدی است که به کمکش می توانید پیام های خود را به گوش میلیون ها مخاطب برسانید. این قابلی...
azadh ,

۱۳۹۵/۳/۶
stars بعضی اوقات ممکن مجبور شوید گوشی خود برای دقایق به دوستانتان یا یکی اعضای خانواده‌تان قرض بدهید. شاید می‌خو...
azadh ,

۱۳۹۶/۲/۱۴
stars برای رسیدن به موفقیت اصول و کلیدهای زیادی در دنیا معرفی شده است. در این باکس سعی شده است تمامی اصول و کلیدهای ا...
سامانه تبليغاتي آناز ,

۱۳۹۵/۳/۱۷
stars در گذشته قابلیت خوبی که تلگرام داشت این بود که ID کاربر مورد نظر را می شد در بخش جستجو، یافت و با کاربر مورد نظر...
azadh ,

۱۳۹۵/۳/۱۷
stars احتمالا برای شما هم پیش آمده که تمایل داشته باشید بدون رد و بدل کردن شماره گوشی خود و از طریق آیدی تلگرام با شخ...
azadh ,

۱۳۹۵/۳/۱۷
stars یکی از قابلیت‌هایی که اپلیکیشن تلگرام خیلی روی آن مانور می‌دهد و آن را برتر از سایر اپلیکیشن‌های پیام رسان م...
azadh ,

۱۳۹۴/۹/۱۷
stars برای رسیدن به افزایش فروش تکنیک ها و راه های متنوع و زیادی در دنیا معرفی شده است. در این باکس سعی شده است تمامی ...
سامانه تبليغاتي آناز ,

۱۳۹۵/۳/۱۷
stars نرم‌افزار پیام‌رسان محبوبِ تلگرام علاوه بر گوشی‌های هوشمند روی یستم‌های دسکتاپ هم قابل نصب و استفاده است و...
azadh ,

آناز را حمايت نموده و كليك نماييد:

درج آگهي در سايت «آنــاز» رايگان است  و طبق ماده 3 آیین نامه اجرایی ماده 7 قانون حمایت از مصرف کنندگان

مسئولیت تبلیغ خلاف واقع بر عهده سفارش دهنده و سازنده آگهی است..

با توجه به تعداد زياد آگهي در « سايت آنــاز» لطفا در كسب اعتبار و اعتماد آگهي دهنده، دقت كافي مبذول داريد .

« تمامي كالاها و خدمات اين فروشگاه، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند

و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.»

جهت شروع درج آگهي، ابتدا روي لينك ثبت نام كليك كنيد و پس از پركردن فرم ثبت نام آگهي خود را ثبت كنيد.
راهنما خرید | نقشه سايتRSS | ورود | تعرفه درج آگهي | ثبت‌نام | راهنمایی و مراحل درج آگهی | قوانين درج آگهي | تماس باما | جستجو |